این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

جانم فدایت یا حسین

اولین شهر عاشورایی در سال 86

اين بار با شعری از دبير محترم ستاد شب های شعر عاشورايی پيشکسوت گرانقدر آقای حاج احد ده بزرگی به روز می کنيم ( توضيح : اين عناوين را که به حق شايسته ی ايشان است . بنده ی مسوول فنی وبلاگ می نويسم و استاد بی نياز از اين تعارفات معمولند) .

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

به فجر از افق خون دمیده می ماند

یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا

به نخل سبز  ز ماتم تکیده می ماند

میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم

به آهویی که ز مردم رمیده می ماند

شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی

به لاله های ز حنجر دریده می ماند

رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است

به آن که رنج نود ساله دیده می ماند

امام صادق حق پشت ناقه ی عریان

به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند

شوم فدای شهیدی که در کنار فرات

به آفتاب به خون آرمیده می ماند

هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟

نگاه تو به دل داغ دیده می ماند

حکایت احد و اشک چشم خونینش

به اختران ز گردون چکیده می ماند 


واسه فرج آقا امام زمان صلوات بفرست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:33  توسط خادم سید الشهدا  | 

علمدار سپاه عشق

اى شير دلير كربلا عباس       سقاى شهيد  نينوا   عباس 

 

 

    جانبازی تو زبانزد عالم         اى اسوه ایثار و وفا عباس  

 

 

  دشمن ز شجاعت تو مى لرزيد        آرامش اهل خيمه ها عباس           

 

 

       در راه حسين جان فدا كردى      اى جان جهان تو را فدا عباس            

 

 

 لب تشنه ز نوش آب بگذشتی      ای چشمه جوشان صفا  عباس         

 

 

در راه وفاداری و پیمان شد          دستان تو از بدن جدا عباس     

 

 

فرياد ز لحظه اى كه دشمن زد         با تیر به مشک و دست و پا عباس      

 

 

از اسب زمین فتاده ای درخون            با سينه تير خورده يا عباس            

  

 

از شدت اين مصيبت جانسوز         عالم شده در غم و عزا عباس       

 

 

  از درك مقام تو خرد عاجز           ای برتر از عقل و فكر ما عباس   

 

 

قربان تو عالمی اگر گردد         حق تو نمى شود ادا عباس  

 

 

دست تو گره گشای مشکلهاست            از کار جهان گره گشا عباس            

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 12:3  توسط خادم سید الشهدا  | 

شاهد از این لب های ترک خورده بیشتر؟

شاهد از این زمین ترک خورده بیشتر                    از خاک سرد کوفه محک خورده بیشتر

از مشک های خالی افتاده روی خاک                    از قطره های خون شتک خورده بیشتر

شاهد از این تکیده بدن های زیر سم                    از چشم های  تیر برک خورده  بیشتر

رحمی  به  پاره پاره  تن ها  نکرده اند                    شاهد از این صبور کتک خورده بیشتر

تب  کرده بود  بادیه ، بادی  نمی وزید                    شاهد ازاین لبهای ترک خورده بیشتر

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 11:45  توسط خادم سید الشهدا  | 

خون خورشید

باز طوفانی شده دریای دل

موج سر بر ساحل غم میزند

باز هم خورشید رنگ خون گرفت

بر زمین نقشی ز ماتم میزند

 

باز جام دیده ها لبریز شد

باز زخم سینه ها سر باز کرد

در میان ناله و اندوه و اشک

حنجرم فریادها آغاز کرد

 

می نویسم شرح این غم نامه را

داستان مشک و اشک و تیر را

می نویسم از سری کز عشق دوست

کرد حیران تیغه شمشیر را

 

گوئیا با آن همه بیگانگی

آب هم با تشنگان بیگانه بود

در میان آن همه نامردمی

اشک آب و دیده ها پیمانه بود

 

تیغ ناپاکان برآمد از نیام

خون پاکی دشت را سیراب کرد

خون خورشید است بر روی زمین

کآسمان تشنه را سیراب کرد

 

می شود خورشید را انکار کرد؟

زیر سم اسبها در خاک کرد؟

می شود آیا که نقش عشق را

از درون سینه هامان پاک کرد؟

 

گر نشان عشق را گم کرده ایم

در میان آتش آن خیمه هاست

گر به دنبال حقیقت میرویم

حق همینجا حق به روی نیزه هاست

 

گریه ها بر حال خود باید کنیم

او که خندان رفت چون آزاد شد

ما سکوت مرگباری کرده ایم

....او برای قرنها فریاد شد

 

بازهم در ماتم روی حسین

باز هم در سوگ آن آلاله ایم

یادتان باشد حیات عشق را

وامدار خون سرخ لاله ایم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 11:39  توسط خادم سید الشهدا  | 

یا حضرت علی اصغر

 گفت بابا بی برادر مانده ای؟   بی کس وبی یارو یاور مانده ای؟

 گر تو تنهایی بگو من کیستم؟  اصغرم اما نه اصغر نیستم

شش ماهه ترین مرد، سرافرازی کرد پیوسته به راه عشق جانبازی کرد

نوشید گلوی تشنه اش تیر عطش آن لحظه که بر دوش پدر بازی کرد

امتحان عشق چون در کربلا آغاز شد کودکی ششماهه بین عاشقان ممتاز شد

بین هفتادو دو گل یک غنچه نشکفته بود کان هم آخر روی دست باغبانش باز شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 20:45  توسط خادم سید الشهدا  | 

دیدگاه ائمه

قال امام صادق عليه السلام: ( اِذا اَرادَ الله بِعَبدٍ خَيراً قَذَفَ فی قَلبِه حبََّ الحسينِ)
امام صادق عليه السلام فرمودند: (هرگاه خداوند برای يکی از بندگانش خيری را بخواهد محبت امام حسين عليه السلام را در قلبش جای می دهد)

تو ای عطشان دشت خون که هستی..........که در هر قطره خونم نشستی
نه تنها روی دل سوی تو باشد..............خدا هم عاشق روی تو باشد
نه تنها اوليا سرمست جامت............خدا هم عشق می ورزد به نامت
ملائک در عزايت گريه کردند...........رسولان هم برايت گريه کردند
وحوش و جنيان ناله نمودند..........زمين و آسمان هم گريه کردند
من از هر قطره آبی که نوشم...........به ياد آن لب عطشان بجوشم

******************************************************

نه تنها دل من هميشه غم داره...........خدا هم ز داغ حسين عزاداره
وقتی دل فلک پريشونه...........چشم آسمون غرق بارونه
خدا داره روضه ميخونه..........خدا داره روضه می خونه
(حسين وای
)
تو آهنگ شبهای قلب مجنونی...........تپشهای قلب دل پريشونی

می ديدم شاه عاشقان مضطر..........چو زده بود به حنجرش خنجر
زير لب می گفت تشنمه مادر..............زير لب می گفت تشنمه مادر
(حسين وای)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 15:29  توسط خادم سید الشهدا  | 

تمام هستی ام تویی... تویی که صاحب دل منی

آخر حسین ماتم تو می کشد مرا
این قصه محرم تو می کشد مرا

اینجا مصیبت تو تنزل می کند به دل
ور نه بلای اعظم تو می کشد مرا

گاهی میان روضه رود روح از تنم
یعنی تجلی غم تو می کشد مرا

ای منتقم ندای تو کی می شود بلند
وقتی که خیر مقدم تو می کشد مرا

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 15:3  توسط خادم سید الشهدا  | 

اشعار حسینی

کاش می گشتم فدای دست تو

تا نمی دیدم عزای دست تو

 

خیمه های ظهر عاشورا هنوز

تکیه دارد بر عصای دست تو

 

از درخت سبز باغ مصطفی

تا فتاده شاخه های دست تو

 

اشک می ریزد ز چشم اهل دل

در عزای غم فزای دست تو

 

یک چمن گلهای سرخ نینوا

سبز می گردد به ژای دست تو

 

در شگفتم از تو ای دست خدا

چیست آیاخونبهای دست تو؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 22:57  توسط خادم سید الشهدا  | 

حسین کیست؟

درس آزادی بدنیا داد رفــــتار حسیـــن

بذر همت در جهان افشاند افکار حسین

با قیام خویش بر اهل جهان معلوم کرد

تابع اهل ستم گشتن بـود عار حسیـــن

مرگ با عزت زعیش در مذلت بهتر است

نغمه ای می باشد از لعل درر بارحسین

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 12:9  توسط خادم سید الشهدا  | 

یا حسین

باز محرم شد و دلها شكست

                                          قفل دل حضرت زهرا شكست

اجرتون با سید الشهدا

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 13:43  توسط خادم سید الشهدا  | 

آن سفر کرده...

 

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دل ربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

جای
آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خذف می شکند بازارش

بلبل از
فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که در
کوچه معشوقه ما می گذری
بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

آن سفر کرده که صد
قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیت گر چه خوش
افتاد ای دل
جانب عیش عزیز است فرو مگذارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد
کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود

نازپرورده وصال است مجو آزارش

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 17:32  توسط خادم سید الشهدا  | 

بوی محرم ...

یابن الحسن مـــــــا عـــقـــده دار کربلاییم
بر تــــو قــــسم مــــا بی قــــــــرار کربلاییم
تـــــرسیم مـــــاند آرزویـــــش بــــــــر دل ما

مــــــا آرزومــــــنـــد دیــــــــار کربـــــــــلاییم
گـــــر چه به دور از
کربلا آلـــــــوده گـشتیم
امــــــا خــــــدایی غــــمــــــگسار کربـلاییم
جـــــــــــان سه ساله عمه گیسو سپــیدت
مـــــــا را بـــــــخر مــــــــا سر بدار کربـلاییم
تـــــا جـــــــان بـــود ما را ببر یک شب زیارت
مـــــا ریــــزه خــــوار ســــفـــره دار کربلاییم
مـــــا بـــا کسی غیر از حسین کاری نداریم
مــــا تــــشـــنه بـــــوی بــــــــــهار کربلاییم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 17:3  توسط خادم سید الشهدا  | 

کربلای تو (تصویری)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 16:59  توسط خادم سید الشهدا  | 

مظلوم حسینم

اینجا که ذوالجناح زمینگیر می شود

در خون غروب فاصله تصویر می شود

یارب پناه می برم از کرب و البلا

خواب علی هر آینه تعبیر می شود

روزی برای گفتن منزل مبارکی

این دشت پر ز نیزه و شمشیر می شود

اینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم

از جام چشم ساقی من سیر می شود

اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است

همبازی گلوی گلم تیر می شود

باران سنگ منتظر امر کینه است

اینجا حسین فاطمه تکفیر می شود

این کربلاست که کمتر زنصف روز

از فرط غصه خواهر من پیر می شود

جز زیر سم اسب شکستن در این زمین

از نفس مطمئنه چه تفسیر می شود؟

 هر کس که زهره اش ز علمدار رفته است

اینجا سر سه ساله من شیر می شود

زینب که شرم میکند از رویش آفتاب

اینجا اسیر حلقه زنجیر می شود

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 16:52  توسط خادم سید الشهدا  | 

شعر عاشورایی

اشعار عاشورایی

خاک حرمت ، مهر نماز است حسین (ع)

راه تو ، همیشه چاره‌ساز است حسین (ع)

ای خون تو دشنه بر گلوگاه ستم

از خون تو شیعه ، سرافزار است حسین(ع)

* * *

مه بارقه‌ای است در شبستان حسین (ع)

شب ، حادثه‌ای ز درد پنهان حسین (ع)

هر صبح ، ز دامن افق ، خون آلود

خورشید بر آید از گریبان حسین (ع)

(مشفق کاشانی )

* * *

او روز شهود خویش را می‌دانست

گودال فرود خویش را می‌دانست

چون شاعر چیره‌ای از آغاز سخن

پایان سرود خویش را می‌دانست

(محمدرضا محمدی نیکو )

* * *

ازبهر ستیز و مرگ ، آماده شوید

در محضر عشق دوست ، افتاده شوید

از خون حسین بشنوید این پیغام

در طول زمان همیشه آزاده شوید

(سید هاشم نبی زاده )

* * *

بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز

خورشید ، فرا ز نیزه‌ها مانده هنوز

در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون

از رونق دشت کربلا مانده هنوز

(محمد پیله ور )

* * *

یک قافله غم ، زکربلا آوردم

صد شور و نوا ، زنینوا آوردم

بر روشنی تیره دلان کوفه

یک ماه ، به روی نیزه‌ها آوردم

(محمود تاری )

* * *

همواره تجّسم قیام است حسین (ع)

در سینة عاشقان ، پیام است حسین (ع)

در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز

دل چسب‌ترین شعر کلام است حسین (ع)

(معصومه جمهوری )

در باور شب ، شهاب بودن ، عشق است

هم صحبت آفتاب بودن ، عشق است

در کرب و بلا به روی لب‌های حسین (ع)

یک جرعه زلال آب بودن ، عشق است

(مژگان دستوری )

* * *

عالم ، همه خاک کربلا بایدمان

پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان

تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید

همواره حسین ، مقتدا بایدمان

(زنده یاد سید حسن حسینی )

* * *

از خون تو شمشیر ، وضو بگرفته است

مرگ از تو هزار آبرو بگرفته است

زان بادة خونین که تو بر لب زده‌ای

آتش به دل جام و سبو بگرفته است

(سید هاشم نبی زاده )

* * *

تیغ از رخ او ز ترس ، گریان گردید

مرگ از نگهش به خویش لرزان گردید

آوخ ، چه سیه کاری و ننگی ابدی

از مرگ حسین (ع) ، سهم انسان گردید

(سید هاشم نبی زاده )

* * *

گر بر ستم قرون ، بر آشفت حسین (ع)

بیداری ما خواست ، به خون خفت حسین (ع)

آنجا که زمان ، محرم اسرار نبود

با لهجة خون ، سرّ گلو گفت حسین (ع)

(زنده یاد سید حسن حسینی )

* * *

الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع)

هر چیز که داشت بی‌ریا داد حسین (ع)

یعنی که تأملی کنید ای یاران !

آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)؟

(سید هاشم نبی زاده )

* * *

آن روز که آهنگ سفر داشت حسین (ع)

از راز شهادتش خبر داشت حسین (ع)

از بهر سرودن یکی قطعة سرخ

(زنده یاد سید حسن حسینی )

هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسین (ع)

هم «حیّ علی الفّلاح » او خونین بود

هم سجده بی سلاح او خونین بود

افسوس که چند ساعتی بعد نماز

پیشانی ذوالجناح او خونین بود

(علیرضا دهقانیان )

* * *

در دشت عطش ، لاله صفت سوخت حسین (ع)

تا مشعل آزادگی افروخت حسین (ع)

بر لوح فلق ، تا به قیامت ، نقش است

درسی که زخون ، به خلق آموخت حسین (ع)

(احمد ده بزرگی )

* * *

عشق است که سوی کربلا می‌آید

با پرچم خون و بانگ «لا » می‌آید

تا نقش کند، ستارة صبح سپید

بر قامت نیزه ، سر جدا می‌آید

(یونس رنجکش )

* * *

ما حلقه به گوش عشق روح افزاییم

سرمست زشور جام عاشوراییم

گشتیم چو قطره ، محو در عشق حسین (ع)

اکنون به طفیل عشق او دریاییم

(محمود شاهرخی )

* * *

هر چند که مضمون غریبت تنهاست

نام تو سرِود موج موج دریاست

بالی ز علی (ع) است با تو ، بالی زحسین (ع)

پرواز تو از غدیر تا عاشوراست

(مصطفی محدثی خراسانی )

* * *

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند

با سرورِ آفتاب بیعت کردند

رفتند و به دریای ابد پیوستند

چون رود ، به اصل خویش رجعت کردند

(روزبه فروتن پی )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 16:47  توسط خادم سید الشهدا  |